پيش از انقلاب زنان کارمند بخش عمده طبقه متوسط جامعه را تشکيل مي دادند که بي حجابي و داراي گرايش هاي لائيک بودند.
دغدغه عمده اين گروه از زنان مشخص نبودن وضعيت شغلي شان بعد از انقلاب بود.

براي مثال، در اوج درگيريهاي انقلاب (10 آبان 1357 ) خبرنگار روزنامه« گاردين » از حضرت امام درباره وضعيت آينده اين دسته از زنان پرسيد: « آيا [زنان] قادر خواهند بود به طور آزادانه بين حجاب و لباس غربي حق انتخاب داشته باشند؟ » حضرت امام با زيرکي تمام در جواب فرمودند:
زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازيني آزادند و تجربه کنوني فعاليت هاي ضد رژيم شاه، نشان داده است که زنان بيش از پيش آزادي خود را در پوششي که اسلام مي گويد يافته اند. ( امام خميني، 1362، ج 2، ص 259 )
امام خميني رحمه الله با بيان دو شرط، يعني « رعايت موازيني » و « پوششي که اسلام مي گويد ». در حقيقت، آب پاکي را روي دست آنها ريخت و از همان اول مشخص بود که وضعيت آينده چگونه رقم خواهد خورد.
بعد از پيروزي انقلاب بخش عمده ادارات دولتي و کارهاي دفتري در دست طبقه متجدد متوسطي بود که نظام تجدد طلب حکومت شاه ايجاد کرده بود.
از اين رو، مشکل اساسي در روزهاي آغازين پس از پيروزي انقلاب، وجود هزاران کارمند زن لائيک و بي حجاب در ادارات دولتي بود. از سوي ديگر، اقشار انقلابي که به خاطر حفاظت از ارزش هاي معنوي قيام کرده بودند اين وضع را تحمل نمي کردند.
از اين رو، حضرت امام خميني رحمه الله در پانزدهم اسفند 1357 در يک سخنراني فرمودند:
وزارتخانه اسلامي نبايد در آن معصيت بشود. در وزارتخانه هاي اسلامي نبايد زن ها لخت بيايند؛ زن ها بروند؛ اما با حجاب باشند. مانعي ندارد بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعي باشند. ( همان، ج5، ص150 )
به دنبال سخنراني امام و تقارن آن با گراميداشت روز جهاني زن، مراسم اين روز با حرکتهاي اعتراض آميز برخي زنان همراه شد.
از روز 16 اسفند زنان سکولار با اجراي مراسم گوناگونی در سالن هاي مختلف گرد آمدند و مخالفت خود را با حجاب اعلام کردند. در سالن ورزشي دانشگاه صنعتي ، شهلا روزبه، برادرزاده خسرو روزبه، درباره کشف حجاب در زمان رضاشاه سخنراني کرد و به نعريف و تمجيد از اين عمل که ترقي خواهانه قلمداد مي شد، پرداخت. ( روزنامه کيهان، 17 اسفند 1357، ص 2 ) که در اين روز همچنين گروه هايي از زنان با حرکت به سمت دانشگاه تهران در دانشکده هاي اين دانشگاه اجتماع کردند.
حدود 15 هزار نفر نيز در دانشکده فني دانشگاه تهران گرد آمدند و به دنبال يک رأي گيري تصميم به راهپيمايي گرفتند و در حالي که گروهي از مردان آنان را همراهي مي کردند به طرف نخست وزيري حرکت نمودند. ( اردلان، 1380، ج 10، ص 164 )
بحث درباره حجاب به اداره ها و وزارتخانه ها نيز کشيده شد و در برخي از واحدها کارها براي چند ساعت دچار وقفه گرديد. ( روزنامه کيهان، 17 اسفند 1357، ص 2 )
صبح روز 17 اسفند ماه راديو ايران در گفت و گويي با حجت الاسلام اشراقي، داماد امام خميني رحمه الله، نظر امام را درباره حجاب از او پرسيد. وي در پاسخ گفت:
بايد حجاب رعايت شود و قوانين اسلامي مو به مو اجرا گردد و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاه ها به اين موضوع توجه شود؛ اما بايد در نظر داشت که حجاب به معناي چادر نيست همين قدر که موها و اندام خانم ها پوشيده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شکلي که باشد، مهم نيست، چادر چيز متعارفي است و بسيار خوب است، اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شديد گاهي پوشيدن بدن و مو به طريق ديگر هم حجاب باشد، حرفي نيست، بايد طبق نظر مبارک امام، حجاب اسلامي در سطح کشور توسط خانم ها با اشتياق اجرا شود. ولي مردم هم نبايد منکر را با منکر ديگري دفع کنند. ( همان )
از ايشان همچنين درباره وضعيت اقليت هاي ديني سؤال شد. وي در پاسخ با تأکيد بر اينکه آنها مورد احترام اند، در عين حال گفت: اما اگر خانم هاي اقليت هاي مذهبي هم رعايت حجاب اسلامي را بکنند چه بهتر. ( همان )
سخنان اشراقي نه تنها زنان معترض را آرام نکرد، بلکه به اوج گيري اعتراضات عليه حجاب نيز افزود: براي نمونه، کارکنان زن قسمت فروش هواپيمايي ايران، شعبه ويلا اعلام کردند: « حجاب زن بايد نجابت و پاکي درون باشد » و از سوي خود نماينده اي را به منزل آيت الله طالقاني فرستادند. گروه ها و دسته هاي گوناگون از زنان به خاطر مخالفت با حجاب دست به راهپيمايي زدند.
دامنه اين اعتراض ها به مدارس دخترانه همانند مرجان، هشترودي، خوارزمي و آذر نيز رسيد. کارمندان زن بيمارستان هايي همچون « به آور » و « هزار تختخوابي » و همچنين زنان شاغل در مخابرات بخش 118 و 124 و کارکنان وزارت خارجه در اين راهپيمايي شرکت کردند. ( اردلان، 1380، ص164 )
راهپيماي اعتراض به حجاب با مقاومت مردم مواجه گرديد. قبل از همه زن هاي مسلمان و انقلابي نسبت به آن واکنش نشان داده و با حمله به آن، راهپيمايي کنندگان را افرادي فاسد يا طاغوتي و طرفدار رژيم گذشته، قلمداد نمودند. ( روزنامه کيهان، 17 اسفند 1357، ص 2 )
به دنبال اعتراضات زنان، و توسل جستن برخي از آنها به آيت الله طالقاني، ايشان اعلام نمود که به زودي يک سخنراني راديو تلويزيوني ايراد خواهد کرد. ( همان )
جمعي از زنان پس از تجمع در دانشگاه تهران و اعلام نظراتشان درباره حجاب، به سوي دادگستري حرکت کردند. جمع زيادي از آنان نيز که تعدادشان حداکثر به 15 هزار نفر مي رسيد در بيرون دفتر مهدي بازرگان ، نخست وزير وقت، دست به اعتراض زدند که با تظاهرات مخالفان رو به رو شدند. ( همان )
زنان معترض مجدداً روز جمعه 18 اسفند در دانشگاه تهران تجمع کردند. در اين اجتماع نيز با تظاهرات مخالفان که به طرف آنها گلوله برفي پرتاب مي کردند مواجه شدند. ( روزنامه کيهان، 19 اسفند 1357، ص 2 )
به دنبال گسترش تعرضات افراد به انگيزه هاي گوناگون به زنان بي حجاب در روز 17 اسفند، در اين روز دفتر امام خميني رحمه الله طي اعلامیه اي هر گونه تعرض به زنان بي حجاب را ممنوع کرد و نيروهاي انتظامي را موظف به برخورد با افراد خاطي نمود. ( همان )
شنبه 19 اسفند ماه نيز زنان در ادامه اعتراض خود در کاخ دادگستري گرد آمدند. در اين اجتماع، هما ناطق بيانيه ي ملي دانشگاهيان را قرائت کرد. در اين بيانيه آمده است:
زنان بي حجاب هرگز به زنان باحجاب توهين نکرده اند. بنابراين، ما خواستار احترام متقابل هستيم. ( همان )
اين جملات به روشني بيان مي دارد که مخالفت عمده و مستقيم اين دسته از زنان، نه مردان و نه سياست مداران، بلکه زنان با حجاب بودند و اکثر اجتماعات اينان توسط همين دسته از زنان به هم مي خورد.
به دنبال اين اجتماعات، عباس امير انتظام، معاون نخست وزير و سخنگوي دولت وقت، روز 20 اسفند ماه در مصاحبه اي مطبوعاتي نظر دولت و نخست وزير را در مورد حجاب خانم هاي کارمند و مراجعان به ادارات، اعلام کرد:
بديهي است که نخست وزير و خانواده ايشان از قديم طرفدار و مشوق و مقيد به حجاب در حد معقول و عملي و صحيح اسلامي آن بوده اند، ولي ايشان و همه آقايان وزرا معتقد و عامل به آيه کريمه "لا اکراه في الدين" مي باشند و دستور اجبار براي خانم ها صادر نمي نمايند.
اعلام صريح دو روز قبل آيت الله العظمي خميني که احدي حقّ تعرض و مزاحمت خانم ها را ندارد مؤيد عمل دولت بر عدم التزام خانم هاي کارمند و مراجعين به ادارات [به حجاب] مي باشد.
البته نمايشگري و عرياني و جلفي مسئله ديگري است که مسلماً در ايران بعد از انقلاب اسلامي و در دولت هاي اسلامي نمي تواند جواز و پذيرش داشته باشد. ( روزنامه کيهان، 20 اسفند 1357، ص 2 )
پس از آن، آيت الله طالقاني با شرکت در يک مصاحبه راديو- تلويزيوني به بيان مطالبي درباره حجاب پرداخت. وي در بخشي از سخنانش گفت:
[حجاب] ساخته من و فقيه و ديگران نيست؛ اين نص صريح قرآن است. آن قدري که قرآن مجيد بيان کرده، نه ما مي توانيم از حدود آن خارج شويم و نه زناني که معتقد به اين کتاب بزرگ آسماني هستند. ( همان ص 3 )
او سپس درباره حجاب زنان در ادارات گفت: اسلام، قرآن و دين مي خواهند شخصيت زن حفظ شود؛ اين حرکت انقلابي است. کي در اين راهپيمايي ها، خانم ها، خواهران و دختران ما را مجبور کرد که با حجاب يا بي حجاب بيايند؟ خودشان با احساس مسئوليت اسلامي که اين لباس يکي از شعارهاي اسلامي و ايراني است، اصالت خودشان را نشان دادند ... هو و جنجال راه نيندازيد و همان طور که بارها گفتم همه ي حقوق حقه زنان در اسلام و محيط جمهوري اسلامي محفوظ خواهد ماند و از آنها خواهش مي کنيم که با لباس ساده، با وقار، روسري هم روي سرشان بيندازند؛ به جايي برنمي خورد... ( همان )
در واقع، آيت الله طالقاني با بياني نرم و پدرانه از زنان لائيک خواست براي مصلحت خودشان هم که شده روسري بر سر کنند و اين همه جار و جنجال راه نيندازند. پس از سخنان آيت الله طالقاني و نيز گسترش تحرکات زنان سکولار، دادستان وقت تهران اعلاميه اي در حمايت از زنان مزبور صادر کرد. ( همان، 21 اسفند 1357، ص 4 )
با اين حال نماينده، « کميته دفاع از حقوق زن » طي يک مصاحبه مطبوعاتي در تهران از زنان ايران دعوت کرد: « در تظاهرات جديدي روز دوشنبه 21 اسفند در خيابانهاي تهران شرکت نمايند. » ( همان، ص 7 )